|
|
|
بابا تو دیگه هستی |
ساز مخالف ميزني حرف از عواطف ميزني بر سنگ خاراي زمان " نقش زرائق ميزني
ساز مخالف و بزن " من ولي دم نميزنم
چيزي نگو" قسم نخور تموم حرفات يه دروغه
چيزي نگو لياقتت " عشق مقدسم نبود حس ميكنم نبودي و بودنتم يه قصه بود
تو ديگه مردي و اين حرف آخره بزار عشق تو از خاطرم بره
فكر ميكردم قلبت مال منه " اما انگار رو صد شاخه ميپره
اسمتو پاك كردم از تو دفترا " نه ديگه قسم نخور ديگه سخته برام
تو رو باور داشتم و ميخواستمت " چرا آتيش كشيدي همه باورو
كسي نگفت بهم من خودم ديدم اما راستشو بخواي ديگه چيزي نفهميدم
چرا وقتي تو رو از عشق خالي ديدم جاي گريه به حالت ميخنديدم
شايدم واسه اينه كه بي ارزشي " واسه همه عروسك نمايشي
تو كه ساده ميگذري از اون همه عشق " لياقت نداري ديگه با من باشي
چيزي نگو قسم نخور تموم حرفات يه دروغه
كسي نگفت خودم ديدم " خونه قلب تو شلوغه
چيزي نگو لياقتت " عشق مقدسم نبود حس ميكنم نبودي و بودنتم يه قصه بود





|
چه بودم یه سایه که عمری به دنبال تو بودم گذشتی چه غافل " ندیدی که پامال تو بودم زندگي تلخه تلخش کنار تو شيرينه " روز و شب و ماه و سال هر لحظه دلنشينه من اومدم با عشقت آينده رو بسازم " تو که نباشي بعد از تو چيزي ندارم ببازم " چيزي ندارم ببازم
خواب میدیدم فرشته ها میارن از اون بالا ها " از توی اون قصر طلا " یه پری رو اما چه بلا فکر نمیکردم خواب باشه " خیال کردم شانس باهامه " بیدار شدم صبح شده بودگریه امونم نمیداد " دست کشیدم روی چشام " گفتم دلم پری رو میخواد من میگم دوست دارم قدر یه دنیا " اما تو فقط شدی برام یه رویا میگن ری تو قصه هاس همش خیاله " عشق پری برای من عشقی محاله دیگه اون فرشته ها نمیان برای من بخونن " توی اون قصر طلا منو یه غریبه میدونن اینو من خوب میدونم که تو هم عروسکی " واسه اینه میخونم دلم گفت که چشمات قشنگه راسی راسی " اما من میگم که خودت یه باربی هستی چشم تو سیاهه رنگ چشای باربی " تو نازی مثل اون عروسکهای باربی
من با ابری که تو چشماته رفاقت میکنم " از دو چشم خیس بارونیت عیادت میکنم از غم تو به ترانه ها شکایت میکنم "
به همین حس حسادت دارم عادت میکنم حتی به هوا ی تو حسادت میکنم " به صدای پاتم که حسادت میکنم من به نوری که رو دستاته حسادت میکنم "
واسه دیدن تو با آئینه رقابت میکنم دست ترد و شکننده" دونه میده به پرنده "
قد آسمون می ارزه که زمین داره میلرزه خطی که روی لباته " بهترین جای صداته "
حرفی که عطرت باهاشه " نمیتونه کهنه باشه نمیدونی مگه دختر " رسم بازی کلاغ پر "
در نبرد نا برابر " همه این ور " علی اونور |
این دل فروشی نیست

اطلاعات جامع و کامل شخصیتی علیرضا در نوشته های پیشین
ببین قلبم شکست اما نترسید ترقه بازی که ترسیدن نداره
یکی خواستش دل و چیزی نگفتم دل خالی که دزدیدن نداره
تو این دیوونه رو باز امتحان کن ولی عاشق که سنجیدن نداره
بگی شاید که خوابم رو ببینی چشای خیس که خوابیدن نداره
میگن چشم تو باش و قبله من ولی چشم که پرستیدن نداره
هوای چشمم امشب ابره ابره ولیکن نای باریدن نداره
ازت خواستم بپرسم اما دیدم جواب نه که پرسیدن نداره
چه لبخندی زدی به گریه من عزیزم گریه خندیدن نداره
یکی بود یکی نبود " زیر گنبد کبود یه عروسک کثیف نشسته بودش
ابروهاش مثل کمون " زیر سقف آسمون چشماشو به راه قصه دوخته بودش
اون عروسک عاشقه یا تو " اونکه فرقی نداره با تو
دست رو دست گذوشتی و موندی " یکی باور کنه حرفاتو
تو همون عروسکی " که با حرف الکی " منو مثل سایه دنبالت کشوندی
گفتی با تو صادقم " گفتی خیلی عاشقم " اما عاشق نبودی پیشم نموندی
من دیگه غریبه ام با تو " فاصله داره دلم تا تو
دست رو دست گذوشتی و موندی " یکی باور کنه حرفاتو
عروسک جون نداره " سر و سامون نداره "تا کجا میتونه چشم براه بمونه
خیلی وقته بیصداست " انگار از دنیا جداست " تو دلش گلایه داره از زمونه
من دیگه غریبه ام با تو " فاصله داره دلم تا تو
دست رو دست گذوشتی و موندی " که یکی بفهمه حرفاتو








