
دل من یه روز به دریا زد و رفت " پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
پاشنه کفش فرار و ور کشید " آستین همت و بالا زد و رفت
یه دفعه بچه شد و تنگ غروب " سنگ توی شیشه فردا زد و رفت
حیوونی تازگی آدم شده بود " به سرش هوای قفقاز زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره کرد " نامه فردا ها رو تا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن " خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
هوای تازه دلش میخواست ولی " آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال کلید خوشبختی میگشت " خودشم قفلی رو قفل ها زد و رفت

من مثل طلوع خورشید گاهی سرخم گاهی زردم
من مثل دوا میمونم که واسه شفای دردم
من مثل هوا میمونم " من خودم زندگی هستم "
که تو لحظه های آخر به داد تو رسیدم
گرمی عشق من بوده توی تاریکی شبها همدم اون دل تنهات
همیشه اسم من بوده بهترین حرف رو لبهات " بهترین اسم رو لبهات
یه عمره زیره باره تحمل خمه پشتم " چرا از روز اول من این غول و نکشتم
فقط مثل عروسک تو زندونش نشستم " نپرسیدم کجامو " نپرسیدم کی هستم
گناه از منه خانم " گناهم بیزبونیست " حریم سینه من یه دنیا مهربونیست
مرد شرقی تنها که عادت به تو داره " مرد غربی که خانم از این دردا نداره
قصه های من و تو تمومه اما یه روز تو تنها میشینی
حریر عشق گذشتمو از تو آئینه ها میبینی
اما دیگه نیست اونکه دستاتو میبوسید و تو براش نفس بودی
اونکه براش فرش زمین و یه سایه بون با تو بس بودی
توی باغها گلسرخم " توی آسمون ستاره
جائی رو سراغ نداری که نشون از من نداره
توی تابستون نسیمم " آفتابم توی زمستون
من همونم که گرونه " نمیاد به دستت آسون
هر چی عشقه با نگینش " آسمونا با زمینش
هر چی خوبه بهترینش" همشون با هم فدامن
دوس دارم پیشت بمونم " دوس دارم تو رو برونم
بشکونم یا بسوزونم " میمونه دل مبتلایم
توی خرداد گل یاسم توی آبان گل مریم
چه شکنجه قشنگی میکشم تو رو من کم کم
وقتی تو" تو آسمونی " من توی راه زمینم
مشکل اینه که عزیزم هر جا هستم نازنینم
تو رو کشته اون نگاه ناز رنگه کهربایم
معدن جواهر اون موهای رنگ حنایم
آسمون با قرص ماهش " کهکشونم با ستاره اش
اومدن به قصد تعظیم " خم شدن زیر چشامن
مه هستی تو فقط من هستم " ماه و میخوای چیکار وقتی من هستم
من گذشته و زمان حال آینده ام " تو بدون همیشه سبز تا ابد پاینده ام
من خود بهارم فصل گلها منم " قاصد عشق خواننده دلها منم
منم اون پرنده که تنها رفیق قله هاست
منم اون گنج که هیچکسی نمیدونه کجاست
من همون پروانه ام که رو برگ گل نشست
من همون طبیعتم که هیچ کسی نبرده دست
من مثل دلهره اون نخستین بوسه ام
مثل شوق بچه ها با شروع قصه ام
من همون لطافت پاک عشق اولم
لحظه جدا شدن مثل حرف آخرم
منم لالائی خواب " من خود آرامشم
من همون امنیت دستی پر نوازشم
من همون جاذبه برق یک ستاره ام
من همون زیبائی شب یک خاطره ام
مثل سایه های شب " واسه یه قطه نور پیش من باکی نیست اگه بشکنه غرور

گریزون شدم از عشق که مستی فقط لحظه خوابه "
کجا فکر شرابه اسیری که عمرش یه سرابه
از در و دیوار مستی نمیباره " چه جوری از عشق بگم گریه نمیزاره
چه جوری پیدات کنم " لحظه دیداره
زمونه خواست که من از تو جدا شم اینه دنیا " اینه دنیا
هنوز میخواد که من با تو نباشم اینه دنیا " اینه دنیا
ای دوست مجرد " ای با همه همدرد
درمورد هر رابطه باید کمی صبر کرد
وگرنه کل این مساله منجر شه به سردرد
ای خلاصه از تهمت و منت " خلاص از دعوت و صحبت و سردرد
ارباب خودت " یار خودت باش " آزاد ز هفتادو دو ملت
ای دم به تله نداده ها بگو باریکلا
احسنت به تو احسنت به تو احسنت بگو باریکلا
من هشتصد هزار بار به همه توصیه کردم " تا بلکه تو دام نیفتین از حول اینحرفا
اگه دلم بخواد الان میرم اونور دنیا " اگه دلم نخواد میزارم برای فردا
اگه خسته باشم تخت میکپم تا لنگه ظهر
بعدش با رفقام میریم به گردش و تماشا
واسه همینه که هی بونه میگیرم از مسولیت حاشیه میرم میگم
وقت واسه این حرفا زیاده "از صورت یار خرده میگیرم
روزیکه ما به هم آشنا شدیم چه خوب بود "مثل این روزا نبود یه روز بی غروب بود
اما تا دلامون از همدیگه باخبر شد " سینه مون مثل کویر تشنه و تشنه تر شد
از گذشته حرف نزن که دلم تنگه هنوز"بعد تو عشق دیگه نیست
یا اگه هست واسه من پرنیرنگه هنوز
دیگه اونروزا گذشت زندگی همینه " غنچه دیگه وا نمیشه تو کویر سینه
دیگه نگو دوسم داری " باورم نمیشه " تو اون نبودی که با من بمونی همیشه
دل نگو آتیش بگو بلا بگو" مردم آزار درد بی دوا بگو
دل نگو شیطون بی پروا بگو " دشمن جون دل بی حیا بگو
دل دیوونه من اگرچه مهربونه " ولی غرق گناهه
دل من با دو چشمام" همیشه در تماسه " تا چشمم می پسنده دلم در التماسه "
یه روز لبریز از شوق " یه روز پر رنج و درد" یه روز گرم از محبت " یه روز غمگین و سرد
نمیدونم چی میخواد " که دائم در کمینه" منو بیچاره کرده " گناهشم همینه
به ظاهر سر به زیره " با مردم مهربونه " ولی تو سینه من " اون آتیش می سوزونه



